سوالات آموزه های روانشناسی از نگاه قران
تفاوتهای علم النفس و معرفت نفس
الف( – علم النفس علمی حصولی و کلی است یعنی علمی است که ا ز طریق ؛ ً: « » ؛ ً « » ؛ ؟؟
ًً ؛ ؛ ؛ ؛ « ( – : ؛ ( -؛

( – ؛ ؛ ؛ ؛ ؛ ؛ ؛ – ؟ ؟
) ( ؛ ؛ ؛ ً ؛ ؛ ؛؛ ؛ : ؛ ارگانیک و اعضا و جوارح دارند. موجود به اعتبار این اندامهای ارگانیک ، یک نظم و هدفی را دنبال می کند. حتی گیاهان هم دارای اندام های ارگانیک هستند؛ زیرا آنها برای تامین مواد غذایی خود و حتی تامین غذای حیوانات و انسان، فتوسنتز می کنند .
پس از نگاه ارسطو اجسا م صناعی و غیر ارگانیک ا ز تعریف خارج می شوند . اجسام غیر آلی باوجودی که طبیعی هستند، به اعتبار اینکه آلی نیستند از تعریف خارج می شوند . مثل آتش، سنگ، دریا و …. ؛ اما گیاهان از نگاه ارسطو دارای نفس و در زمره موجوات زنده هستند .
نفس از دیدگاه ابن سینا
ابن سینا نفس را به قوه ایی در جسم که مبدا صدور افعال متنوع ارادی است، تعریف نموده است . او میگوید، یک نیرو در جسم است که ا ین نیرو قوه فاعلیت دارد و مبد ا و عامل می شود برای صدور افعال متنوع ؛ افعالی که یک نواخت نیستند و این افعال غیر یکنواخت، ارادی هم هستند؛ یعنی افعال غیر ارادی ر ا از تعریف خارج می کند .
دانلود
؛ ؛؛ ؛ ؛ ؟؛ : ؛ : ؛ ؛ ً ؛ ؛ ؛ ؛ ؛ ً ؛ ؛ ) ؛ ( ؛ ؛ ) (، ً ؛ ؛ : : و تغییرات اخلاقی، در حکم حرکات عرضی است. اما باطن خصوصیات اخلاقی ،حقیقت و ذات انسانها را تعریف نموده و انسان در مراتب صعودی و یا نزولی حرکت می کند. در حرکت صعودی، انسان هویت فرشتگان را یافته و در زمره اشرف مخلوقات قرار می گیرد و در حرکت نزولی، در مرتبه حیوانات و یا پست تر از آنان قرار گرفته و به مرتبه اسفل السافلین می رسد. ملاصدرا این نحوه تغییرات را درانسان، از نوع حرکت جوهری دانسته است

نمونه سوالات
نقد و بررسی تعاریف فوق و نامهای نفس
بر اساس این تعریفهای فوق ، نفس به اسم های متعددی نامگذاری شده است . چنانچه برخی نفس را بر مبنای تعریف ارسطو، صورت نامیده اند. ابن سینا نفس را به قوه و ارسطو آن را کمال نامیده است.
ملاصدرا از بین این نامها کمال را مناسب تر دانسته و آن را با برهان اثبات نموده است . در ادامه ّ؛ ؟
ّ«» : ) (« » ؛ ً : ّایفا می کند، از این رو نفس را به «صورت » نام گذاری کرده اند .
اگر نفس ، نفس انسانی باشد ، صورت نوعیه انسانی است و اگر نفس حیوانی باشد صورت نوعیه حیوانی است .
بیان چند نکته:
تفاوت بدن با جسم
آن جسمی که نفس به آن ملحق شد ، تبدیل به بدن میشود؛ یعنی بین جسم و بدن هم فرق وجود دارد ، به عبارتی جسم تغییرمیکند و تبدیل میشود به بدن که جان دارد. .مثل گوشت که یک جسم است و جان ندارد؛ ولی قبل از اینکه حیوان ذبح شود، همین گوشت، در حکم بدن حیوان بوده است که جاندار بوده است. در آن زمان، در حقیقت بدن حیوان، نفس حیوانی داشته است. به منظور واضح شدن مطلب، لازم است دو اصطلاح فلسفی صورت و ماده را تعریف نموده و توضیحاتی در مورد آن دو ذکر شود .
قبلا گفته شد ، اجسام می توانند ازحالتی به حالت دیگر و ازشیئی به شیء دیگر در طول زمان تغییر پیداکنند . این تغییرات، حرکت نامیده شده بودند و گفته شد که اجسام توان و قابلیت پذیرش تغییرات را دارند .
تعریف ماده و صورت در اصطلاح فلسفه
ماده؛ آن خصوصیتی در جسم است که قابلیت پذیرش جزوه روانشناسی از دیدگاه دانشمندان مسلمان را درشیء ، فراهم میکند. در ؛ ) ( ، )(.
؛ ؛ ؛ ؛ ؛ ؛ ؛ : ؛ ؛ ؛ ّّّّ؛ را شامل شود و مانع ورود غیر انسان در تعریف گردد؛ از این رو اگر انسان را به حیوانی که با دو پا راه می رود تعریف کنیم، تعر یف ما درست نیست زیرا میمون نیز در شمار انسان قرار می گیرد. این تعریف مانع از ورود اغیار نیست و اگر انسان را به حیوان مومن تعریف کنیم، تعریف ما جامع نیست و انسانهای کافر یا مشرک از تعریف خار ج می شوند .
بر اساس مطالب فوق، اگر نفس را به صورت تعریف کنیم، در این صور ت همه نفوس را شامل نمی شود، بلکه فقط نفس نباتی را که ؛ ؛ :؛ ؛
فهرست مطالب