جزوه مبانی مدیریت
دکتر خلاصه کتابئیان پیام نور آزاد کارشناسی ارشد علمی کاربردی رشته مدیریت
مقررات اساساً شامل مجاز یا ممنوع کردن فعالیتها در اقتصاد از طریق - – ً : ً ً ً ؟
ً ً ً 
(). ً ؟ ().
«» «» () ()، () «» – – «» «». «» ً - - «» (-).
: () () () () قدرتهای اجباری دولت برای مجاز یا ممنوع کردن فعالیتهای خاص در اقتصاد خصوصی است. استفاده از اینها در طول زمان و با توجه به عملکرد خاص دولت متفاوت بوده است.
تدارک دولتی
دانلود رایگان خلاصه کتاب جزوه مبانی مدیریت pdf
تأمین مستقیم دولت از طریق بودجه بخش عمده ای از عملیات آن را تشکیل می دهد. بخش بودجه شامل بخشهایی از دولت است که به جای هزینههای کاربر، از طریق مالیات تامین میشوند: یعنی، که کالاها و خدمات غیربازاری – جادهها، دفاع، آموزش، بهداشت، و برخی از طرحهای رفاه اجتماعی را ارائه میکنند. بخش بودجه شامل پرداختهای انتقالی است که در آن دولت در نهایت پول را خرج نمیکند، بلکه آن را از طبقهای از مالیات دهندگان به طبقه دیگر توزیع میکند. بیشتر فعالیت های دولت از طریق تأمین مستقیم انجام می شود و در بودجه تنظیم شده است (فصل 9). در حالی که تلاش هایی برای کاهش تدارکات دولتی صورت گرفته است، اما انجام آن دشوار بوده است. ً ()، ().
ً - – ً : ً ً ً ؟
ً ً ً (). ً باید بکنند؟ شاید قدیمی ترین بحث مستمر در فلسفه سیاسی باشد، حتی اگر جزوه مبانی مدیریت در مورد نقش اقتصادی دولت جدیدتر باشد. میزان دخالت دولت، از بسیاری جهات، اساسی ترین شکاف ایدئولوژیک است. میتوان پیوستاری را بین آنهایی که در راست افراطی هستند تصور کرد، که با وجود مساوی بودن سایر موارد، از حداقل مطلق دخالت دولت حمایت میکنند. و چپ افراطی که طرفدار دخالت کامل دولت در اقتصاد هستند (دانز، 1957).
استدلال میکند که باید افراد را رها کرد تا خودشان تصمیمات اقتصادی بگیرند، در حالی که چپ معتقد است که تنها اقدام جمعی و مالکیت یا مداخله دولت میتواند مشکلات اجتماعی و نابرابریهای ذاتی سرمایهداری را حل کند. به طور کلی رژیم های چپ طرفدار دخالت بیشتر دولت در تولید هستند در حالی که رژیم های راست طرفدار کمتری هستند.
مناظره سیاسی معمولاً با فاصله ای از هر انتهای پیوستار صورت می گیرد. با این حال، در زمان های مختلف در جوامع غربی در طول دو قرن گذشته، آونگ دخالت دولت بین نقاط مختلف آن در نوسان بوده است. در آن دوره چندین مرحله اصلی دخالت دولت در جامعه وجود داشته است.
جامعه لایسزفر
برای اهداف کنونی، اواخر قرن هجدهم نقطه شروع معقولی برای بحث درباره نقش دولت در اقتصادهای مختلط است. این مرحله نهایی مرکانتیلیسم بود، زمانی که در آن دولتها عمیقاً درگیر جزئیات اقتصاد بودند. مقررات به ویژه در جهت توسعه ثروت و قدرت ملت از طریق محدود کردن تجارت خارجی بود، اما آنها همچنین مستلزم مقررات داخلی برای اهداف ملی بودند. هدف کلی استفاده از دولت برای پیشبرد اهداف اقتصادی کشور بود، اما با مجموعه ای از تصمیمات موقت به جای یک برنامه روشن و منسجم. نقش مرکانتیلیست برای حکومت بزرگ و مداخله گر بود. به عبارت دیگر، بخش سیاسی جامعه بر اقتصاد مسلط بود.
به عنوان واکنشی علیه این نوع جامعه، آدام اسمیت در سال 1776، ثروت ملل را نوشت، که در آن، علاوه بر حمایت از تجارت آزاد بین ملتها، نقش بسیار کاهش یافته دولت را نیز مطرح کرد. به گفته اسمیت (1976، صفحات 208-9)، “وظایف حاکم” – به عبارت دیگر، نقش دولت – به شرح زیر بود:
اول، وظیفه حفاظت از جامعه از خشونت و تهاجم سایر جوامع مستقل. ثانیاً، وظیفه حفظ تا حد امکان از تک تک افراد جامعه از ظلم یا ظلم به سایر افراد جامعه، یا وظیفه برقراری دقیق عدالت. و ثالثاً، وظیفه ایجاد و نگهداری برخی از آثار عمومی و برخی مؤسسات ملی که هرگز نمی تواند برای مردم باشد.
علاقه هر فرد یا تعداد کمی از افراد برای برپایی و نگهداری؛ زیرا سود هرگز نمی تواند هزینه را به هیچ فرد یا تعداد کمی از افراد بازپرداخت کند، اگرچه اغلب ممکن است بسیار بیشتر از بازپرداخت آن به یک جامعه بزرگ باشد.
چندین ایده کلیدی در مورد نقش بخش عمومی وجود دارد، از جمله آغاز نظریه کالاهای عمومی.
اسمیت مطمئناً نقش کمتری را برای دولت نسبت به آنچه در آن زمان وجود داشت در نظر می گرفت. اولین وظیفه – دفاع – همیشه نقش دولت بوده است، حتی دلیل اصلی وجود دولت ها. وظیفه دوم – ارائه نظام قوانین – دو جنبه اصلی دارد. این گسترش دفاع است.
85 نقش دولت
نقش در داخل کشور؛ یک جامعه باید از خود در برابر کسانی که مایل به رعایت قوانین آن نیستند محافظت کند. نقش بازار نیز دارد. سیستم بازار آزاد که اسمیت از آن حمایت میکرد به سیستمی از قوانین برای اجرای قراردادها و محافظت از دارایی نیاز دارد. وظیفه سوم بسیار پیچیده تر است. کالاهای خاصی وجود دارد که دولت می تواند به نفع جامعه به عنوان یک کل ارائه کند، اما به سختی می توان راهی برای پرداخت آن از سوی ذینفعان مستقیم، مانند جاده ها یا پل ها، ابداع کرد. این کالاها که بعداً “کالاهای عمومی” نامیده می شوند، به بهترین وجه توسط دولت تهیه می شوند. مشخص جزوه مبانی مدیریت اینکه دقیقاً کدام فعالیتها در سومین نقطه قرار می گیرند آسان نیست، اما بسیاری از آنچه ما اکنون می گوییم «زیرساخت به وضوح قرار بود از نظر اسمیت، مانند آموزش حداقل یک نوع ابتدایی، شامل شود.
به غیر از این کارکردهای نسبتاً حداقلی، نقش مطلوب دولت از نظر اسمیت این بود که تا آنجا که ممکن است به سادگی از زندگی اقتصادی دور بماند. فرآیندهای بازار به خودی خود منجر به نتایج کلی بهتری نسبت به نتایجی می شود که توسط دولت به دست می آید. مبنای این نظریه برعکس مرکانتیلیسم است. سیاست و نهادهای دولتی صرفاً اهمیت کمتری نسبت به تلاش برای بهبود خود از طریق سیستم اقتصادی داشتند. دولت باید صرفاً تسهیل کننده بازار باشد و با اکراه و تنها به عنوان آخرین راه چاره وارد عمل شود. اهمیت اسمیت این است که دیدگاه های او تا به امروز از تداوم قابل توجهی برخوردار بوده است. اقتصاددانان نئوکلاسیک یا لیبرتارین اواخر قرن بیستم (فریدمن و فریدمن، 1980) مطمئناً اسمیت را تأثیر کلیدی بر ایده های خود می دانستند.
ظهور دولت رفاه
در قرن نوزدهم، به ویژه در بریتانیا، تلاش جدی برای ایجاد نوعی دولت حداقلی مورد حمایت اسمیت و پیروانش صورت گرفت. با این حال، اگرچه استانداردهای کلی زندگی در بریتانیای دوره ویکتوریا به شدت افزایش یافته است، اما عوارض جانبی ناگواری از جمله استثمار کار کودکان، مسکن نامناسب و بهداشت عمومی ضعیف وجود دارد. مارکس و دیگران در اواسط قرن نوزدهم استدلال کردند که تضادهایی در درون سرمایه داری وجود دارد که به طور غیرقابل برگشتی منجر به استثمار کارگران می شود، تا حدی به عنوان واکنشی به افراط در سرمایه داری لاسه فر بود. در اواخر قرن نوزدهم، آنچه بعداً به عنوان «دولت رفاه» شناخته شد، پدید آمد تا با برقراری مجدد مسئولیت دولت در قبال رفاه شهروندان، برخی از بدترین افراطهای سرمایهداری را کاهش دهد.
دولت رفاه معمولاً در آلمان در دهه 1880 آغاز شد، زمانی که صدراعظم اتو فون بیسمارک، اگرچه محافظهکار سرسخت بود، مزایای انتخاباتی را در گسترش رفاه دید. انگیزه اصلی در آلمان مقابله با خطر نظم سیاسی و اجتماعی ناشی از جنبش کارگری سوسیالیستی بود که توسط برخی معاصران به عنوان یک تهدید انقلابی تلقی می شد (ریتر، 1983، ص 131). بیسمارک میگوید: «کسی که در دوران پیری خود مستمری دریافت کند، بسیار راضیتر و راحتتر از مردی که هیچ چشماندازی برای آن ندارد، مراقبت میشود.
86 مدیریت گرایی و مدیریت دولتی
او خاطرنشان کرد که چنین حقوق بازنشستگی به «حتی افراد عادی» می آموزد که به امپراتوری به عنوان یک نهاد خیرخواهانه نگاه کنند.
در اتخاذ چنین برنامه هایی مزایای انتخاباتی بدون شک وجود داشت، با پذیرش آنها احتمالاً مربوط به تمدید حق رای دادن است. وعده و ارائه خدمات به مردم بخش عمدهای از رقابت حزبی شد و از دهه 1930، نظریات اقتصادی کینز به نظر میرسید که نقش مهمی را برای دولت در تثبیت اقتصاد و بهبود بیماریهای اجتماعی ایفا کند.
بسیاری از کشورهای اروپایی تا پایان قرن بیستم برنامه های رفاهی قابل توجهی داشتند. اما، به دلیل تداوم بیشتر تفکر لاسهفر، اولین برنامهها در بریتانیا فقط قبل از جنگ جهانی اول و در ایالات متحده تا سالهای روزولت در دهه 1930 به تصویب رسید. این دوره و دوره بلافاصله پس از جنگ، نقطه اوج چیزی بود که فریدمن و فریدمن (1980) «سوسیالیسم فابیان و لیبرالیسم نیو دیل» می نامند. در بریتانیا و اروپا، اما نه در ایالات متحده، برنامه ملیسازی صنعتی نیز وجود داشت تا ارتفاعات حاکم بر اقتصاد در دستان عموم باشد. در دوره پس از جنگ جهانی دوم، اکثر کشورهای اروپایی برنامههای رفاهی دقیقتری را برای محافظت از شهروندان خود از گهواره تا گور اتخاذ کردند. آنها مزایای بیکاری سخاوتمندانه، طرح های سلامت همگانی، کمک های آموزشی و برنامه های کمک های اجتماعی را برای افراد محروم ارائه کردند.
اعضای عادی جامعه از برنامه های رفاهی سود می برند. در پاسخ به فشارهای انتخاباتی، دولت های غربی فرصت های بیشتری را در زمینه آموزش در همه سطوح، مراقبت های بهداشتی و حمایت از درآمد برای بازنشستگی یا برای بیکاران فراهم کرده اند که همه اینها به معنای افزایش پیوسته در اندازه و دامنه دولت ها حداقل تا دهه 1970 است. یا اوایل دهه 1980 با این حال، دولت رفاه هرگز بدون مناقشه نبود. این تلاشی بود برای جزوه مبانی مدیریت مجدد امر سیاسی بر اقتصاد، و بنابراین کاملاً مخالف سیستم لاسه فر بود. سه مشکل وجود داشت. اول، یک مشکل کلی در تامین مالی وجود داشت، زیرا دولت رفاه “به طور فزاینده ای کشورها را با موضوع مقرون به صرفه بودن روبرو می کرد” (هولمز و شاند، 1995، ص 559). کسی باید پولی برای پرداخت برنامه های رفاهی پیدا می کرد، که در نهایت باید از مالیات بر ثروت تولید شده توسط سیستم اقتصادی ناشی شود. ثانیاً، و در رابطه با نکته اول، یک برنامه سیاسی از این نوع متکی بر حمایت سیاسی گسترده است، که در اواخر دهه 1970 و 1980 دیگر مانند گذشته آزادانه ارائه نمی شد. دولتهای ریگان ً، 
ً «» (). :
() خود هستند. باید تا حد امکان به آنها آزادی داده شود تا راهبردهای خود را برای دستیابی به آنها توسعه دهند. آنها می توانند تصمیم بگیرند که چه مقدار از هر کالا یا خدمات خاصی را می خواهند و چقدر آماده هستند برای آن هزینه بپردازند. بسط مدلها از این فرض از فرض اول، مدلهای تجربی کاملاً دقیقی را میتوان ساخت، بهویژه با استفاده از تکنیکهای توسعهیافته در انتخاب منطقی و/یا نظریه بازی. کاربرد در سیاست نظریه انتخاب عمومی نیز نامیده می شود. نقش حداکثری برای نیروهای بازار عقل گرایی اقتصادی شامل این دیدگاه است که برگرفته از مدل هاست که بازارهای خصوصی هم کارآمد هستند و هم خود تنظیم کننده هستند. خدمات یا کالاهایی که توسط بازارها قابل ارائه باشد، باید باشد. نقش حداقلی برای دخالت دولت در مکانیسم خودتنظیمی بازار، ذاتاً ناکارآمد خواهد بود. بنابراین باید به حداقل برسد. این نتیجه آشکاری برای ارائه حداکثر نقش برای نیروهای بازار است.
چنین دیدگاه هایی حرفه اقتصاد را از اواسط دهه 1970 و به زودی پس از آن، دولت ها و بوروکراسی را نیز تحت تأثیر قرار داد. انتخاب دولت تاچر در بریتانیا در سال 1979 و دولت ریگان در ایالات متحده در «» ؟
ً ً ً “” (). : () () () () () ً (-) :
ها نهادها، قوانین و ترتیبات اساسی لازم برای عملکرد رضایت بخش یک نظام سرمایه داری مدرن را فراهم می کنند. اینها شامل تعریف و حمایت از حقوق مالکیت، اجرای قراردادها، ارائه ارز استاندارد، اوزان و اقدامات، اساسنامه شرکت، ورشکستگی، ثبت اختراع، حق چاپ، حفظ نظم و قانون و نظام تعرفه است. جوامع اقتصادی مدرن نیز جوامعی سیاسی هستند. بدون اینکه قواعد بازی و چارچوب حیات اقتصادی توسط نظام سیاسی فراهم شده باشد، امکان فعالیت نظام اقتصادی وجود نخواهد داشت. قراردادها به دلیل قوانینی که توسط دولت وضع شده و در آخرین راه، توسط تحریمهای دولتی حمایت میشوند، از
فهرست مطالب