جزوه تایپ شده مبانی هنر های تجسمی
غلامحسین نامی دکتر حلیمی آرمین هوفمان دانشگاه پیام نور علمی کاربردی آزاد کارشناسی ارشد رشته نقشه کشی معماری هنر گرافیک وحید –
: ()() ()
”” () ”” () 
؛ ؟ – ؛ انگیزه در مطب دشوارتر است. درمانگران باید بیماران را در انجام فعالیتهای روزانه خود ترغیب ، آموزش ، تشویق ، مدل و گاهی همراهی کنند. به همین دلیل ، جلسات فعالسازی رفتاری معمولا دو بار در هفته در ابتدای درمان برگزار میشوند. به همین دلیل ، بیماران مخاطبین خاص نیز ممکن است در مراحل اولیه درمان برای کمک به فعالسازی درگیر شوند. با این حال ، سرخوردگی آشکار دیگران از بیمار افسرده و تلاش آنها برای کنترل متنوع بیمار باید به دقت تحت نظر قرار گیرد تا مشکل بدتر نشود.
کنترل محرک
تکنیک نهایی مقابله با رفتار درمانی که باید در نظر گرفته شود ، کنترل محرک است که از محرکهایی اجتناب میکند که رفتار مشکل را ایجاد میکنند و محرکهایی را وارد میکند که به رفتار جایگزین و سازگار اشاره میکنند. اگر میخواهید چربی را در رژیم غذایی خود کاهش دهید ، از رستورانهای فست فود و غذاهای میان وعده دوری کنید و به جای آن یادآورها و غذاهای سالم را در خانه خود : : () ؛ () () () () ® (). * ().
() دور بعدی موفق به دریافت هیچ امتیازی نشدم ، او دوباره از یک اعلان برای تشویق من به کم کردن ۵۰ سنت هنر های تجسمی استفاده کرد. به هر حال ، ۶۷۵ امتیاز روی یک شرط مطمئنا ارزش یکبار دیگر امتحان کردن را داشت. او گفت: این بار دور من ۵۰ امتیاز و سپس ۱۰ امتیاز گرفت و هیچ راهی وجود نداشت که من ببازم. او در حال محو کردن برانگیزندهها بود ، چون تمایل من به چرخاندن چرخ داشت قابلاطمینانتر میشد. خیلی زود من پول بیشتری به دست آوردم و ۵ امتیاز اینجا و ۵ امتیاز آنجا بردم. با این وجود ، پول من سریعتر از هر امتیازی بود که به آن وارد شده بود. در واقع او مرا شکل داده بود تا با شرط بندی سریع به او پاسخ دهم. به زودی ۱۹ دلار را در کیف پولم از دست دادم و تنها چیزی که باید نشان میدادم ۷۸۵ امتیاز بود. به عنوان یک متخصص روانشناسی ، سرم را تکان دادم و به این فکر افتادم که بی. اف اسکینر هیچ چیزی در این کارناوال ندارد و کبوترهای اسکینر هیچ چیزی بر من ندارند. تعجبی ندارد که قمار بازهای غیرقابل کنترل به این نکته علاقه دارند که اگر دفعه اول را از دست بدهید ، فروانروایی از طرف شما است و اگر دفعه اول هم برنده بزرگی شوید شیطان در طرف شما است. رفتار ناسازگاری در خلا رخ نمیدهد. برخی شرایط محیطی یا محرک ، موقعیت را برای رفتار تعیین میکنند. یک مرد تقریبا هر هفته زنش را در خانه کتک میزند اما ظاهرا در ملا عام با او مودبانه رفتار میکند. یک درمانجو تنها در فروشگاههای مجلل دزدی میکند اما هرگز در فروشگاه تخفیف نه. کنترلی که محیطها میتوانند بر روی رفتارهای ناسازگارانه داشته باشند تا حدی از این واقعیت ناشی میشود که محرکهای خاص به عنوان سیگنالهایی عمل میکنند که تقویت به احتمال زیاد پاسخی را هنگامی که پاسخ در آن موقعیت محرک خاص منتشر میشود ، دنبال میکند. اینها محرک تمیزی نامیده میشوند. محرکهای دیگر در خدمت این سیگنال هستند که تقویت زمانی که تحت این شرایط محرک خاص ایجاد شود ، پاسخی را دنبال نخواهد کرد. از این رو ، درمانجویان یاد میگیرند که رفتار پرخاشگرانه یا دزدی ممکن است در یک موقعیت تقویت شود و تقویت نشود یا حتی در یک موقعیت محرک متفاوت مجازات شود.
تجزیه و تحلیل رفتاری یا عملکردی شامل مشخصکردن موقعیتهای محرک است که موقعیت را برای رفتار ناسازگارانه (سوابق) ، عملیاتی کردن خود رفتار (رفتار) و جزئیات احتمالات تقویتی که (پیامدها) را دنبال میکنند ، تعیین میکند. این توالی A ® B ® C به عنوان زنجیره رفتار شناخته میشود و پایه و اساس درک و اصلاح احتمالات است.
تجزیه و تحلیل رفتاری سه دسته از مشکلات مکرر را نشان میدهد: افراط رفتاری ، کمبودها و نامناسب بودن. اول ، مشکلاتی وجود دارند که شامل افراط در پاسخ گویی هستند مانند شستن دستها ۳۰ بار در روز. شستن دستها به خودی خود ناسازگارانه نیست اما شستن بیش از هنر های تجسمی دستها میتواند ناسازگارانه باشد. دوم ، رفتارهایی هستند که مستلزم کمبود در پاسخ گویی هستند ، مانند تعامل به ندرت با مردم. اغلب با کمبودها مشکل کمبود یادگیری است مانند شکست محیط اجتماعی برای آموزش مهارتهای مورد نیاز برای تعامل اجتماعی موثر. در روزهای اولیه ، درمانگران رفتاری عمدتا رفتارهای ناسازگارانه را به جای افزایش رفتار انطباقی کاهش دادند اما در عمل معاصر ، دو وظیفه به تعادل معقولتری دست یافتهاند.
سومین نوع مشکل شامل واکنشهایی است که برای یک موقعیت یا زمان خاص نامناسب هستند مانند بیماری که گاهی کشوهای خود را در ملا عام میاندازد. مشکل در اینجا نرخ یا مهارت از هم پاشیدن نیست بلکه این واقعیت است که واکنش خاص برای موقعیت خاص نامناسب است. اغلب منظور از “نامناسب” این است که بیشتر بزرگسالان انتظار دارند که رفتار مورد نظر به صورت خصوصی یا در جای دیگر انجام شود. ما انتظار داریم که در این وضعیت خاص ، رفتار منجر به تقویت نشده و حتی ممکن است با مجازات دنبال شود. با این حال ، برای فردی که رفتار ناسازگارانه نشان میدهد ، چنین به نظر میرسد که همین وضعیت نشان میدهد که تقویت احتمالا رخ میدهد. یا فرد نتوانسته است وضعیت محرک را به طور دقیق تشخیص دهد ، مانند فردی که به طور حاد یا عمیقا عقبمانده است یا در واقع یک تقویت قوی وجود دارد که به آسانی برای ناظر آشکار نیست. چیزی که ما اغلب به عنوان مشاهده گر فراموش میکنیم این است که تقویت به هنر های تجسمی کامل یک موضوع فردی است که توسط تاریخ تقویت فرد تعیین میشود. بنابراین یک نتیجه تقویتکننده برای یکی از ما میگوید ، شکلات ممکن است یک نتیجه نسبتا خنثی و یا حتی جزوه حقوق ادبی و هنری برای دیگری باشد ، همانطور که در مورد یک حساسیت زننده به شکلات و یا بادامزمینی. یک نتیجه را تنها در صورتی میتوان تقویت کرد که احتمال تکرار پاسخ را افزایش دهد ، نه تنها اگر خوشایند به نظر برسد. رفتار نامناسب معمولا شگفتانگیز و غیر منتظره است تا زمانی که ما یک تحلیل رفتار فردی انجام میدهیم و کشف میکنیم 
: :
دهد.
4. انجام مشاهدات طبیعت گرایانه که شامل مشاهده بیماران در محیط طبیعی خود به منظور تعیین احتمالات موجود و در نتیجه تقویت موثر برای یک بیمار خاص است.
5. اصلاح احتمالات موجود که شامل مشخص کردن شرایطی است که تحت آن چه تقویتی داده میشود و چه نداده نخواهد شد ، تقویتها چه خواهند بود و چه کسی آنها را مدیریت خواهد کرد.
6. با ادامه دادن به نمودار میزان پاسخها و مقایسه نتایج با معیارهای پایه برای تعیین اثربخشی درمان ، نتایج را بررسی کنید. تغییرات در درمان را میتوان در صورت لزوم انجام داد و درمان را میتوان در صورت تحقق اهداف رفتاری خاتمه داد.
کاربرد کنترل دلبستگی تا حدی با توجه به این که چه کسی و چه چیزی: چه کسی به طور موثری قادر به کنترل احتمالات است و چه نوع نتیجهای در حال کنترل است ، تغییر میکند. بنابراین روشهای کنترل دلبستگی را میتوان براساس (۱)کنترل سازمانی ، (۲)خود کنترلی ، (۳)هنر های تجسمی متقابل یا قرارداد ، (۴)کنترل درمانگر و (۵)کنترل اجتنابی طبقهبندی کرد.
کنترل سازمانی
این نوع مدیریت احتمالی زمانی نشان داده میشود که مدیران موسسات بیشترین تاثیر را در ؛ “” ؛ (! (؛ )
محدود کردن شرایط محرک برای خوردن ، از تماشای تلویزیون ، خواندن روزنامه و بازدید از دوستان برای خوردن تنها با خاموش کردن تلویزیون است. درمانجویان در شروع محدود کردن پاسخهای غذایی خود به میز ، تعداد دفعات پرخوری را کاهش میدهند. همچنین درمانجویان از تحقیقی مطلع هستند که نشان میدهد برای بیشتر افراد چاق ، حضور غذا به جای گرسنگی ، مهمترین محرک برای خوردن است. سپس درمانجویان میتوانند در دسترس بودن غذاهای پرکالری را در محیط خود محدود کنند.
همچنین درمانجویان میتوانند رفتارهای ناسازگار با خوردن مانند پیادهروی ، پیادهروی یا دوچرخه:
فهرست مطالب